چگونه انگیزه ای برای اهداف ایجاد کنیم (E26)

انگیزه برای اهداف

قسمت 26 - دستیابی به هدف با تکنیک گویی

سلام - و به قسمت 26 پادکست خودیاری مردان خوش آمدید. من میزبان شما هستم ، دکتر جان مور. من یک مشاور مجاز ، خارج از شیکاگو ، ایلینوی هستم - و در بخش بهتر 15 ساله درگیر کارهای درمانی و مربیگری بوده ام.



علاوه بر این موارد ، من دوره های دانشگاهی را روانشناسی و تجارت نیز تدریس می کنم.



اگر منظم این نمایش هستید ، احتمالاً می دانید که من سعی می کنم به سه گروه از مردان برسم.

اولین کسانی هستند که به مباحث مربوط به تندرستی باز هستند و فقط به طور طبیعی به سمت هر چیزی درمورد خودیاری گرایش پیدا می کنند. بنابراین این یکی است.



گروه دوم مردانی هستند که ممکن است تجربه درمان داشته باشند. شاید شما هم در این گروه قرار بگیرید و سعی در درک بهتر تشخیصی مانند اضطراب یا افسردگی دارید.

و سپس این گروه سوم وجود دارد. اینها مردانی هستند که هرگز نمی خواهند در کسی مثل من - یک درمانگر - را بزنند تا در مورد اتفاقات زندگی آنها صحبت کنند. متاسفم چارلی اما این فقط در عرشه کارت آنها نیست.

اما - آنها ممکن است به اندازه کافی کنجکاو باشند تا بتوانند روی یک برنامه ضربه بزنند و به پادکستی گوش دهند که تا حدودی مربوط به اتفاقاتی است که در زندگی آنها رخ می دهد.



صرف نظر از آنچه امروز شما را به اینجا رسانده ، بسیار خوشحالم که اینجا هستید.

حالا این چیز است.

من تشخیص می دهم که زنان نیز به این پادکست گوش می دهند. دلایل زیادی برای این امر وجود دارد اما در بسیاری از موارد ، آنها فقط می خواهند ذهن مرد را بهتر درک کنند یا به دنبال راه هایی برای حمایت بهتر از زندگی خود هستند.

اگر این توصیف شما باشد ، من از داشتن شما بسیار خوشحالم.

اکنون سریع از همه رد کنید. من درمانگر شخصی شما نیستم و این پادکست به گونه ای طراحی نشده است که به عنوان جایگزینی برای مشاوره بهداشت روان عمل کند. در عوض ، به این نمایش به عنوان راهی برای یادگیری فکر کنید.

ایجاد انگیزه برای اهداف

خوب - با تمام این اوصاف - اگر من یک مرد شرط بندی بودم ، می خواستم بخشی از دلیل حضور شما در اینجا کسب گام های عملی و عملی برای استفاده در زندگی واقعی باشد.

آیا این درست است؟

خوب ، اگر چنین باشد - امروز ما قصد داریم چیز بزرگی را کشف کنیم: تبدیل اهداف به واقعیت.

اکنون من اینجا به طور کلی صحبت نمی کنم. اگر از من بپرسی ، آنجاست بیش از حد مردم در آنجا توصیه های عمومی ارائه می شود که مطابق موارد زیر است: 'فقط این کار را انجام دهید'.

وقتی آنها این حرف را می زنند ، آنها مانند این عمل می کنند که نوعی سوئیچ نور به طرز جادویی در سر شما چرخانده می شود و بلافاصله شما را در مسیر موفقیت قرار می دهد.

کاش اینطور کار می کرد و شرط می بندم تو هم چنین کنی. اما همانطور که هر دو می دانیم ، در دنیای واقعی ، اتفاقاتی رخ می دهد.

می دانید منظور من چیست ، درست است؟ من در مورد مشکلات عزت نفس یا تلاش برای حل یک چالش بهداشت روان مانند افسردگی صحبت می کنم.

آیا تا به حال در زندگی آنجا بوده اید - جایی که دقیقاً می دانید چه چیزی می خواهید به دست آورید اما اشتیاق برای انجام آن فقط آنجا نیست؟ خوب ، شما تنها نیستید - قول می دهم.

و بنابراین ، به عنوان بخشی از این نمایش ، من قصد دارم شما را با روشی به نام تکنیک 'انگار' آشنا کنم. ماهیت افزایشی ، تکنیک 'انگار' برای کمک به شما در پیشرفت روند طراحی شده است.

در حال حاضر ، درست کنار خفاش ، باید بگویم که این همه درمان نیست. این موارد سوئیچ نوری نیست که من قبلاً به آن اشاره کردم.

که گفت ، من دارند دیده شده که برای بسیاری از مردم معجزه می کند.

به عنوان راهی برای یادگیری ، داستان لوک را با شما به اشتراک می گذارم. مرد سی و هشت ساله ای که به سختی می خواست شکل بگیرد و لاغر شود.

اما به دلیل مشکلات عزت نفس و افسردگی ، کاملاً گیر افتاده بود.

شاید بتوانید رابطه برقرار کنید؟

این چیزی است که من درباره تغییر می دانم - خوب - حداقل تغییر پایدار. این هرگز یک چیز 'فوری' نیست.

در عوض ، بیشتر شبیه حرکت یک ناو هواپیمابر است. آیا تا به حال دیده اید که یکی از آن موارد چرخشی ایجاد کند؟ خوب ، بگذارید به شما بگویم ، این به سرعت اتفاق نمی افتد. در عوض ، روند کند و آگاهانه انجام می شود.

من از این به عنوان استعاره بصری استفاده می کنم تا شما در مسیر رسیدن به هدف خود به این تصاویر مراجعه کنید.

بنابراین ، آن وجود دارد

ما همچنین این هفته نامه ایمیل شنونده را از مردی که می خواهد قبل از این که با دخترش دوست شود زندگی کند ، مورد بررسی قرار خواهیم داد - اما نگرانیم که این پیام نادرست باشد.

آیا در حال حاضر با شخصی در زندگی خود در فکر ازدواج هستید؟ به امید آزمایش آب قبل از پیاده روی در راهرو؟

اگر پاسخ مثبت است ، می خواهید به این قسمت از برنامه گوش دهید.

خودتان را ببندید زیرا ما قصد داریم موارد زیادی را پوشش دهیم. من واقعاً خوشحالم که اینجا هستی

افسردگی و انگیزه

بنابراین ، هنگامی که با عزت نفس یا افسردگی یا کمی از هر دو دست و پنجه نرم می کنیم ، دستیابی به حرکت در مسیر رسیدن به هدف دشوار است.

دلایل زیادی برای این امر وجود دارد که فراتر از جنبه های بالینی افسردگی است ، مانند داشتن روحیه پایین و عدم تعادل سروتونین.

در اینجا ، من در مورد احساس خستگی و فقط در یک مکان منفی صحبت کردن. می دانید منظورم چیست؟

اگر تا به حال افسرده شده اید ، شرط می بندم که می توانید رابطه برقرار کنید. حقیقت سخت تلاش برای یافتن انرژی لازم برای انجام حتی کوچکترین کارها ، مانند شستن ظرف ها یا پاسخ به ایمیل می تواند یک کار سخت واقعی باشد.

اما حتی وقتی در این مکان ناخوشایند هستیم ، به این معنی نیست که به اهداف خود فکر نمی کنیم.

ترجمه: خواستن کاری و داشتن انگیزه برای انجام آن دو چیز متفاوت است.

بنابراین ، من حدس می زنم که این زمان خوبی باشد تا شما را با یک داستان تعریف کنیم. اگر مدتی است که به این پادکست گوش می دهید ، می دانید که من OCD دارم.

پسری با چشمهای سبز زمردی

اما آنچه ممکن است شما ندانید این است که بخشی از زندگی با OCD می تواند به معنای گذراندن دوره های افسردگی باشد - برای برخی از افراد.

غالباً خفیف است اما مواردی وجود دارد که می تواند شدید شود. من پیوندی را در یادداشتهای نشانگر به وب سایت قرار خواهم داد خیلی خوب که نحوه اتصال این دو را توضیح می دهد.

گفت: - من این اطلاعات را به شما ارائه می دهم.

بنابراین ، تابستان پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان ، می توانم به یاد بیاورم که چقدر می خواستم در پاییز آینده در دانشگاه ثبت نام کنم. من همه به خاطرش مفتول شده بودم.

اما - برای این که اتفاق بیفتد ، من نیاز داشتم یک مقاله بنویسم و ​​یک آزمون جایگذاری بدهم. و سپس چیز شهریه وجود دارد. چیزی که مردم من برای آن پول ندارند

خلاصه اینکه ، اگر می خواستم به دانشگاه بروم همه چیز به عهده من بود.

اکنون آرزو می کنم که بتوانم به شما بگویم که با تلاش و کوشش ، تلاش هیرکولان را انجام داده و آن هدف را محقق کردم.

اما واقعیت این است که اتفاق نیفتاده است. به طور خلاصه ، دانشکده هایی که سقوط می کنند هرگز کنار نمی روند.

برخی از این موارد به دلیل مسائل مالی بود اما بخش عمده ای از این موارد مربوط به همان اختلال افسردگی OCD بود که قبلاً به آن اشاره کردم.

شما برای من می بینید ، چون احساس خستگی می کردم ، پیدا کردن انگیزه برای شروع نوشتن آن مقاله غیرممکن به نظر می رسید.

تحصیل در یک آزمون جایابی حتی سخت تر به نظر می رسید.

و درآمد برای شهریه؟ فراموشش کن.

زمانی که پاییز به اطراف می چرخید ، من در جای بدی قرار داشتم. نه تنها لب به مدرسه نرسانده ام ، بلکه خودم را عصبانی کرده ام که تلاشی نکرده ام.

در آن زمان ، احساسی که احساس می کردم احساس شرمساری بود. و مسئله این است که وقتی افسردگی را با شرم ترکیب کنید ، همه چیز ممکن است بدتر شود. من قصد دارم به لینک قسمت 26 برای بینش بیشتر در مورد آن موضوع

اما من دور می شوم.

حرف من در به اشتراک گذاشتن این موضوع با شما این است که در زمینه افسردگی - یا اعتماد به نفس ضعیف ، رسیدن به یک هدف مطلوب می تواند به طرز وحشیانه ای دشوار باشد. به همین دلیل است که من بر این تفاوت بین خواستن چیزی و داشتن انگیزه برای انجام آن تأکید می کنم.

برای من - به عقب - انرژی فقط آنجا نبود. مرد ، این فقط نبود بله ، من می خواستم به مدرسه بروم. اما به دلیل آن افسردگی - من از نظر احساسی شنود شدم.

اکنون سرانجام ، اوضاع برای من پیش آمد و من در بهار سال آینده توانستم در دانشگاه ثبت نام کنم. اما طول کل زمستان طول می کشد تا من گام های کوچک را برای چرخاندن گه هایم بردارم.

در آن زمان ، من خیلی به خودم سخت می گرفتم و نمی فهمیدم که در زمان افسردگی ، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که وقتی افسرده نیستیم مانند گذشته کار کنیم.

به عبارت دیگر ، این به این معنی است که باید از روحیه خود مراقب باشید و تشخیص دهید که وقتی در زباله دان هستید ، برای مقابله با غم و اندوه باید مجبور باشید باهوش باشید.

ببینید ، این همان چیزی است که در مورد افسردگی وجود دارد. تفکر شما را تحریف می کند و انگیزه شما را از شما می گیرد.

اگر فرصتی پیدا کردید ، من شما را تشویق می کنم که قسمت هشت را گوش دهید 10 چیز افسردگی شما را نمی خواهد دانستن.

هر کسی ...

بیایید سریع به اینجا و اینجا بپردازیم و داستان بلوز تابستانی خود را با پرونده لوک بازگو کنیم. مردی در اواخر سی سالگی که چندی پیش با او کار کردم.

لوک پسر جذابی بود ، شغل خوب و خانواده ای زیبا داشت. دلیل اینکه او به من مراجعه کرد این بود که او از زندگی خود راضی نبود ، احساس پیر و نامناسب بودن داشت و کاملاً انرژی اش را از دست داد.

فقط در چند جلسه ، می توانم بگویم که او با افسردگی خفیف اما مزمن دست و پنجه نرم می کند. در صحبت بالینی ، به آن گفته می شود دیستیمیا .

آیا تا به حال Winnie-The-Po را تماشا کرده اید؟ اگر چنین است ، آیا الاغ موی پیر و خاکستری به نام Eore را به یاد دارید؟ خوب ، وقتی این اصطلاح دیستیمیا را می شنوید ، Eore را تجسم کنید.

غمگین و بدبین باشید - نوعی از شخصی که جملاتی را می گوید ، 'من دوست دارم سالم تر باشم ، اما ابتدا باید انگیزه بگیرم'.

از بسیاری جهات ، این لوک بود. او می دانست که می خواهد وزن کم کند و فرم بهتری پیدا کند ، اما احساس نمی کرد. علاوه بر این ، او معتقد بود که قبل از وقوع تغییر باید ابتدا انگیزه خود را پیدا کند.

اما در اینجا نکته ای درباره انگیزه وجود دارد. این پتویی نیست که با نشستن در کمد یا یک جفت کلید گمشده ای که پیدا می کنید ، گیر بیفتید - بین بالشت های صندلی فرو رفته است.

واقعاً - اینطور نیست.

در عوض ، انگیزه کاملاً ذهنی است و در هر زمان که بخواهید ایجاد می شود. حالا بگذارید فقط بگویم که من خستگی واقعی که با افسردگی اتفاق می افتد را تخفیف نمی دهم زیرا من نیستم. آن هیولا واقعی است - در این شکی نیست.

اما اگر تفکر خود را با افسردگی به حال خود رها کنیم ، می تواند به یک درماندگی آموخته شده تبدیل شود - این یک روش فانتزی است که می گوید شما نمی توانید کاری در مورد مخمصه خود انجام دهید و همیشه اینگونه خواهد بود.

تکنیک 'انگار'

اگر چنین چیزی را نمی خواهید ، در اینجا روشی وجود دارد که من با لوک استفاده کردم و آن را بسیار مفید دانست. این روش 'گویا' نامیده می شود ، همچنین به عنوان 'چه اتفاقی می افتد' نیز شناخته می شود.

به طور خلاصه ، تکنیک 'انگار' فکر شما را از فکر به انجام - در زمان واقعی تغییر می دهد.

فرهنگ لغت خواب شخص مرده

در اینجا نحوه راهنمایی من لوک به مکانی برای تغییر وجود دارد.

حالا به یاد داشته باشید هدف او کاهش وزن و رسیدن به فرم بهتر بود.

اولین کاری که از او خواستم انجام شود انتخاب شخصی است که فکر می کند می تواند به عنوان چاپ آبی برای بدن مورد نظر او باشد. داستان کوتاه کوتاه ، او شناسایی شد رایان فیلیپه بازیگر هالیوود .

هنگامی که او این اطلاعات را برای من فاش کرد ، سپس از او خواستم تا در مورد برخی تحقیقات تحقیق کند و لیستی از کارهایی را که فکر می کرد این بازیگر برای حفظ فرم خود انجام می دهد ، تهیه کند.

هنگامی که این کار را انجام داد ، از او خواستم لیست خود را از ساده ترین به سخت ترین رتبه بندی کند. برخی از نمونه هایی که وی ارائه داد شامل بیدار شدن زودتر برای دویدن صبح و انتخاب نوشیدن آب به جای نوشابه های شیرین بود.

موارد دیگری نیز وجود داشت ، مانند چندین بار زدن تردمیل در هفته ، انجام فشارهای مختلف و درگیر شدن با تمرینات وزنه برداری. فکر کنم، منظور من را فهمیدید.

پس از تکمیل لیست او ، من از لوک خواستم تا فعالیت ها را از ساده ترین به سخت ترین رتبه بندی کند.

اکنون این بخشی است که لوک با آن دست و پنجه نرم کرد و گفت من وقتی از او خواستم این کار را انجام دهد از راکر خود خارج شدم.

اماده ای؟

به او گفتم طوری رفتار کند که گویی جسد رایان فیلیپ را قبلاً داشته است.

بله ، واقعاً کردم.

او در ابتدا مانع این کار شد اما او را تشویق کرد که به روند کار اعتماد کند و به سادگی با آن پیش برود. هنگامی که او موافقت کرد ، من از او خواستم که با ساده ترین چیز در لیست خود شروع کند - که برای لوک جایگزین H20 شد.

و این دقیقاً همان کاری است که او انجام داد. همان روز ، او خود را مانند رایان فیلیپ تصور کرد و شروع به نوشیدن آب کرد. در ذهنش ، با خودش فکر کرد ، 'من ریان فیلیپ هستم و برای نگاه کردن به این روش ، آب زیادی می نوشم'.

ببینید که چگونه کار می کند؟

خوب - در حال حرکت است ... روز بعد ، لوک برای من ایمیل ارسال کرد و به من گفت که 24 ساعت بدون پاپ بوده است. همان موقع و آنجا ، من به او گفتم مهم این است که او خودش را تبریک بگوید و آن را با تأیید پیگیری کند.

تأیید او به این شرح بود: من به خاطر انتخاب نوشیدن آب و داشتن زندگی سالم به خودم افتخار می کنم.

اکنون که شتاب حرکت داشتیم ، از لوک خواستم مورد بعدی را در لیست خود انتخاب کند ، که در مورد او برای یک صبح اجرا می شد.

هفته بعد که با هم ملاقات کردیم ، او به من گفت که در سه صبح از هفت صبح گذشته ، برای 10 دقیقه آهسته بیرون رفته است. مانند جانی در محل ، من مجبور شدم که خودش را تبریک بگوید و تصدیق ایجاد کند.

و اینطور بود که مردم پیش رفتند ، ما کم کم در لیست او کار کردیم ، تا اینکه سرانجام او به جایی رسید که همه چیزهایی که نوشته بود به واقعیت تبدیل شد.

حالا ببین ، من نمی خواهم اینجا بنشینم و تو را مزخرف کنم و بگویم همه چیز کاملا اتفاق افتاده است. قطعاً دست اندازها و گرفتارهایی وجود داشت.

اما ایده این بود که لوک ایده 'یافتن' انگیزه خود را کنار گذاشته و شروع به ایجاد آن کرد. همه اینها با تصمیم به انجام فقط یک کار کوچک در مسیر تغییر اتفاق افتاد.

برای او ، این یک چیز کوچک تجارت سودا برای آب بود. و بذر تغییر در لحظه ای اتفاق افتاد که او به خودش اجازه داد تصور کند ریان فیلیپ باشد.

بیا دنبالم؟

گویی مراحل فنی است

بنابراین ، بگذارید خلاصه ای از هر مرحله از مراحل تکنیک 'انگار' را برای شما شرح دهم:

1. رویکرد دیگران را بنویسید

2. ترتیب مراحل را از ساده ترین ها به سخت ترین ها انجام دهید.

3- با انجام ساده ترین کارها از لیست خود ، شروع به عملکردی کنید که گویی انگیزه آن را دارید (جای خالی را پر کنید). (مثال: شما 'طوری رفتار می کنید که گویی' ورزش بخشی از زندگی روزمره شماست)

4- خود را به خاطر برداشتن اولین قدم تبریک بگویید - و از تصدیقاتی استفاده کنید که رفتار مطلوب را تقویت می کند.

5- مورد بعدی خود را از لیست خود انتخاب کنید و سپس آن را انجام دهید - و به کار خود در لیست ادامه دهید.

حال ، ممکن است از خود بپرسید که چه اتفاقی افتاده است؟ خوب ، برای کوتاه نگه داشتن آن ، لوک کاملا بدن خود را دگرگون کرد - و او این کار را برای مدت زمان نسبتاً کوتاهی انجام داد - چیزی در حدود شش ماه.

نه ، او با جادو رایان فیلیپه نشد. برای واقعی نگه داشتن آن ، این بازیگر در واقع چیزی بیش از یک شیinal خیالی نبود که به عنوان جرقه ای برای تغییر کار می کرد.

حال ، شاید از خود بپرسید که آیا لوک تاکنون به هدف خود رسیده است؟ در حقیقت ، بازیگر چیزی بیش از یک شی object خیالی نبود. اما در پایان روز ، او وزن خود را از دست داده بود و بدن خود را به چیزی که دوست داشت تبدیل کرد.

اما نکته اینجاست که لوک کاملاً از مکانی منتقل شده است بی عملی به عمل و می دانید چه چیز دیگری؟ کاری که انجام داد معجزه افسردگی او بود.

می دانید ، به همان روز ، در آن تابستان بعد از دبیرستان که قبلاً در مورد آن به شما گفته بودم ، کاش در مورد این روش اطلاعاتی کسب می کردم. من حتما انجام میدم.

اما آرزو و امید نمی تواند گذشته را تغییر دهد. تنها کاری که می توانیم انجام دهیم پذیرش حال است.

خوب ، در آنجا شما آن را دارید - تکنیک 'انگار'. به اهدافی که می خواهید در آینده بدست آورید فکر کنید.

چه چیزی رو مجبوری از دست بدی؟

قبل از ازدواج وارد شوید

ایمیل شنوندگان ما از طرف مردی به ما می آید که می خواهد قبل از ازدواج با دوست دختر خود زندگی کند اما نگران است که این ممکن است پیام اشتباهی ارسال کند.

آنچه را که او نوشت با شما در میان می گذارم و سپس افکار و واکنش های خود را ارائه می دهم.

سلام جان،

من به تازگی پادکست شما را پس از آنکه یکی از دوستان در مورد آن به من گفت کشف کردم و نمی توانم به اندازه کافی از شما برای ساخت اینها تشکر کنم. من از آن دسته بچه هایی هستم که احتمالاً هرگز به یک درمانگر مراجعه نمی کنم ، اگرچه نمایش شما شروع به تغییر تفکر من در مورد مشاوره می کند.

بنابراین ، مشکل من این است که من با دختری در ارتباط هستم که از دو سال گذشته با آن دوست بوده ام. ما هر دو در مورد ازدواج صحبت کرده ایم و من به ارائه یک پیشنهاد رسمی فکر کرده ام.

اما بخشی از من در انجام این کار مردد است زیرا می خواهم ببینم زندگی با او قبل از برداشتن چنین قدم بزرگی چگونه است.

من نگران این هستم که کارها خیلی سریع پیش برود و ازدواج به نتیجه نرسد. افراد من در دوران نوجوانی طلاق گرفتند و فقط نمی خواهم چنین چیزی در ازدواجم تکرار شود. با مهاجرت در کنار هم ، من فکر می کنم هر دو این فرصت را خواهیم داشت که زندگی مشترک با شخص مقابل را واقعاً تجربه کنیم.

اما اگر من این را بخواهم ، من همچنین نگرانم که ممکن است پیام اشتباهی در مورد تعهد من به این رابطه ارسال کند. آیا در این مورد فکری می کنید؟

خیلی ممنون،

لنی

-

بنابراین ایمیل لنی وجود دارد. همانطور که در ایمیل او تأمل می کنم ، نمی توانم به این فکر کنم که این موضوع خاص هر چند وقت یک بار در دفتر مشاوره مطرح می شود. و نه فقط از بچه ها زنان نیز این را با من در میان گذاشته اند.

خوب ، این چیزی است که من به لنی نوشتم ، تا حدودی نقل شده است.

سلام ، لنی ،

با تشکر از شما برای به اشتراک گذاشتن و به اشتراک گذاشتن سوال شما. اول ، بگذارید فقط بگویم که من بسیار ممنونم که پادکست را دنبال می کنید و چیزی از آن می گیرید. من عاشق خواندن این نوع مطالب هستم.

خوب با این گفته ، بیایید در مورد مسئله شما صحبت کنیم زیرا این یکی از مواردی است که من شرط می بندم بسیاری از شنوندگان می توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

اماده ای؟

هیچ مشکلی ندارد که بخواهید قبل از خواستگاری از شخصی که دوستش دارید ، آب ها را آزمایش کنید. از نظر من منطقی است که شما یا هر کسی بخواهید قبل از تصمیم گیری در مورد قانونی کردن موارد قانونی - به معنای ازدواج ، زندگی با یک شخص را تجربه کنید.

من می شنوم که شما درباره نگرانی از اینکه پیام اشتباهی ارسال کنید ، می گویید. آخرین کاری که می خواهید انجام دهید ارسال پیام متفاوتی در مورد تعهد خود به این رابطه است.

در اینجا گزینه هایی وجود دارد. به عنوان مثال ، می توانید از او بخواهید که با شما زندگی کند یا برعکس و سپس - پس از یک دوره زمانی - خواستگاری کنید. یا ، شما می توانید ابتدا خواستگاری کنید و سپس مکالمه ای انجام دهید که در آن دو نفر قبل از انجام هرگونه برنامه ریزی عروسی ، توافق کنند که در یک بازه زمانی مشخص با هم زندگی کنند.

نکته مهم در اینجا این است که یک گفتگوی صادقانه و آزاد داشته باشید ، جایی که هر دوی شما در مورد یک صفحه بعدی در یک صفحه هستید.

من دوست دختر شما را نمی شناسم ، بنابراین دشوار است که بفهمید او در کجا قرار دارد. اما با توجه به یادداشت شما ، احساس من این است که هر دوی شما در مکانی هستید که برداشتن یک 'قدم بعدی' مهم - به اصطلاح ، در کارت قرار دارد.

اولین برخورد همجنسگرایانه من

یکی از مزایای زندگی مشترک این است که شخص مقابل را به جای اینکه تصور کنیم ممکن است چگونه باشد ، تجربه کنید. مطمئناً ، آخر هفته آخر شب با یکدیگر طعم و مزه آنچه انتظار می رود را به شما می بخشد اما در حقیقت ، ما واقعاً نمی دانیم که زندگی با شخص دیگری تا زمانی که واقعاً اتفاق نیفتد چگونه است.

صرف نظر از اینکه رویکردی را انتخاب کنید - پیشنهاد و جابجایی با هم یا زندگی مشترک و سپس خواستگاری ، من به شما بسیار توصیه می کنم که یک نسخه از موارد زیر را انتخاب کنید: آماده شدن برای کتاب کار ازدواج توسط برنز و فیلدز. من پیوندی در این پاسخ به آمازون قرار داده ام تا بتوانید آن را بررسی کنید.

آنچه در این مطالعه خوب است این است که به شما کمک می کند تا مسائل را با پای راست بردارید و موضوعاتی را بررسی کنید که همیشه مورد توجه آنها نیست ، قبل از ازدواج.

با تشکر از شما برای ایمیل لنی. به ما اطلاع دهید که چگونه شرایط پیش می رود.

خوب ، شما آن را دارید - پاسخ من. آیا به فکر ازدواج هستید؟ اگر چنین است ، آیا شما برنامه ای برای تنظیم موفقیت خود قبل از گره زدن دارید؟

نمایش جمع بندی

-

بدون شک در این مورد - ما در پادکست امروز موارد زیادی را ارائه کردیم. ما در مورد رسیدن به هدف از دریچه افسردگی صحبت کردیم. ما همچنین تکنیک 'انگار' را در مسیر تغییر بررسی کردیم.

شلیک کنید ، ما حتی در مورد زندگی مشترک قبل از اینکه مورد اصابت قرار بگیریم صحبت کردیم.

خوب ، بگذارید لحظه ای سپاسگزارم که امروز خیلی گوش دادم. می دانید ، راههای زیادی برای رسیدن به من وجود دارد. می توانید در وب سایت من متوقف شوید. یا از یکی از صفحات رسانه اجتماعی من دیدن کنید.

من در BeCocabaretGourmet در فیس بوک هستم - و همچنین در توییتر و اینستاگرام با همان دسته هستم.

همچنین می توانید برای من ایمیل بزنید. هر چیزی که برای من بفرستید محرمانه است. اگر می خواهید آن را در نمایش بخوانم ، من می خوانم و اگر می خواهید محرمانه باشد ، به شما قول می دهم که هیچ جا نخواهد رفت - به طور واقعی.

با تمام این گفته ها ، بگذارید لحظه ای سپاسگزارم و بخاطر نقد و بررسی های بسیار خوبی که مردم در iTunes و جاهای دیگر داشته اند تشکر می کنم.

می دانید ، جایی که این نظرات را می خوانم ، فقط آتش ایجاد می کند تا نمایش های بیشتری ایجاد کنم. واقعاً همینطور است! بنابراین برای آن از تو متشکرم.

خوب ، شما آن را دارید - نمایش دیگری. همانطور که احتمالاً می توانید بگویید ، هیچ مهندس صوتی در اینجا ویرایش نمایش من نیست. هیچ خدمه محصول یا مواردی از این قبیل. نه ، همه آنچه می شنوید - از جمله اشکالات - توسط من ایجاد شده است.

از اینکه اینجایی نهایت تشکر رو دارم. مراقب روحیه خود باشید. به یاد داشته باشید بین خواستن چیزی و داشتن انگیزه برای انجام آن تفاوت وجود دارد. با رفتار 'گویی' برای رسیدن به اهداف خود باز باشید.

خیلی خوب مواظب باشید

من دکتر جان هستم و شما در حال گوش دادن به قسمت دیگری از پادکست خودیاری مردان هستید.

-

مربوط: 7 اشتباه در تعیین هدف بزرگ