عدم تعادل بین زندگی و زندگی می تواند منجر به فرسودگی شود

استرس مرد خسته از کار

مطالعه جدید سرنخ هایی را در مورد اینکه چرا مصرف کار در خانه می تواند منجر به فرسودگی شود ، ارائه می دهد

آیا مرتباً کار را با خود به خانه می برید؟ آیا هنگام تماشای برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود ، به ایمیل های شرکت پاسخ می دهید؟ آخر هفته ها ، برای بررسی پست صوتی با دفتر تماس می گیرید؟



اگر موارد فوق آشنا به نظر برسد ، شما تنها نخواهید بود. امروزه تقریباً انتظار می رود که کارمندان مقداری از کارهای مربوط به شغل را در خانه انجام دهند.



اما محو شدن مرزهای بین کار و زمان شخصی ممکن است بر احساس خوب بودن فرد تأثیر منفی بگذارد و منجر به فرسودگی شود.

بیشتر: رسانه های اجتماعی ممکن است به برخی از افراد در اضطراب کمک کنند



این نتیجه توسط آریان وفر از دانشگاه زوریخ در سوئیس به دست آمد که به همراه چند نفر از همکارانش مطالعه ای را برای بررسی تأثیر مخلوط کردن کار با زمان شخصی انجام دادند.

یافته ها در مجله تجارت و روانشناسی Springer منتشر شده است.

سرطان و عقرب عاشق سازگاری هستند

برای این مطالعه ، از 1916 کارگر که از طیف وسیعی از بخشها در کشورهای آلمانی زبان آمده بودند خواسته شد تا در یک نظرسنجی آنلاین شرکت کنند.



داده ها نشان می دهد بیشتر افراد متاهل (3/70 درصد) با میانگین سنی 42 سال بودند.

نیمی از شرکت کنندگان 40 ساعت در هفته کار می کنند - که 55.8٪ آنها مرد هستند. از افراد پرسیده شد که چقدر می توانند مرزهای بین مسئولیت های کاری و اوقات شخصی را مدیریت کنند.

به عنوان مثال ، دفعات کار آنها در خانه ، تعداد ساعاتی که در آخر هفته کار می کنند و مدت زمان تفکر در کار در زمان تعطیل.

به عنوان بخشی از مطالعه ، از شرکت کنندگان پرسیده شد که آیا وقت خود را برای استراحت در ساعات غیر کاری برای معاشرت یا انجام ورزش یا سایر سرگرمی های شخصی اختصاص داده اند؟

علاوه بر این ، آزمودنی ها مورد ارزیابی قرار گرفتند که چقدر با پشتکار اطمینان از کار در زندگی خصوصی آنها را ندارند.

بیشتر: 10 روش بد مردان برای مقابله با اضطراب

برای تعیین رفاه ، محققان احساس خستگی جسمی و عاطفی و احساس تعادل کار و زندگی را برای شرکت کنندگان در نظر گرفتند.

محققان کشف کردند که کارکنانی که تعادل بین زندگی و زندگی بالایی ندارند ، کمتر در فعالیت هایی شرکت می کنند که می تواند به آنها کمک کند تا آرام شوند و از خواسته های شغلی خود بازگردند.

علاوه بر این ، آنها بیشتر خسته شده بودند و احساس تعادل و رفاه کمتری را در جنبه های مختلف زندگی خود تجربه می کردند.

وپفر توضیح می دهد: 'کارکنانی که کار را در زندگی غیر شغلی خود ادغام کرده اند ، از این رو خسته شده اند که کمتر بهبود می یابند.' 'این عدم فعالیت های بهبودی علاوه بر این توضیح می دهد که چرا افرادی که کار خود را در بقیه زندگی خود ادغام می کنند ، احساس رفاه کمتری دارند.'

وفر تأکید می کند که مهم است که به یافته ها از دریچه سلامت شغلی ، مکانیسم های منحصر به فرد موجود در آنها و عواملی که بر میزان ایجاد مرزهای زندگی کاری موثر است ، توجه شود.

این اعتقاد وی است که شرکت ها باید سیاست ها و مداخلات مشخصی را برای کمک به کارمندان خود در تقسیم جنبه های مختلف زندگی بهتر ایجاد کنند.

به نوبه خود ، این نه تنها به نفع کارگران بلکه به طور کلی شرکت است.

وففر نتیجه گیری می کند: 'سیاست و فرهنگ سازمانی باید به گونه ای تنظیم شود که به کارمندان کمک کند تا مرزهای کاری خود را به غیر از کار مدیریت کنند ، به طوری که بهزیستی آنها را مختل نکند.' 'به هر حال ، رفاه ضعیف همراه با کاهش بهره وری و کاهش خلاقیت همراه است.'

منبع: Eurekalert / مجله روانشناسی تجارت