اینکه در زندان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته باشد ، چگونه است

حمله جنسی مرد در زندان
من قبلا بوکس می زدم و تمرین می کردم - اما آنها هنوز بر من چیره شدند

مثل اینکه مردی در زندان تجاوز شود

در سال 2008 ، من به اتهامات مربوط به مواد مخدر که مربوط به ساخت و توزیع یک ماده کنترل شده بود ، به زندان فرستاده شدم. من تازه بیست و پنج ساله شده بودم و نمی دانستم زندگی در پشت میله های زندان چگونه است.

من هم اتفاقاً صراط مستقیم را تشخیص می دهم در واقع هیچ ارتباطی با آن ندارد اما من فقط پیش زمینه را به اشتراک می گذارم.



هنگامی که برای اولین بار به مرکز اصلاح و تربیت واقع در جنوب شرقی رسیدم ، از اعماق درون خود فهمیدم که اوضاع بد خواهد بود. به هیچ وجه نمی توانم این مسئله را توضیح دهم ، جز اینکه بگویم صدای درونی ام مرتباً به من می گفت مراقب باش.



فروشگاه نگهداری

چند روز اول وحشتناک نبود ، اما این فقط به این دلیل بود که توسط سایر زندانیان اندازه من بزرگ می شد. می بینید ، یکی از مواردی که هنگام اخراج از آن متوجه می شوید این است که همه افراد از تجارت شما اطلاع دارند ، از جمله اینکه شما کی هستید و چرا وقت می گذارید.

به هر حال ، در روز پنجم زندانی شدنم ، من دو عضو پادشاهان لاتین داشتم ( LK ها ) مرا مجبور به رابطه جنسی با آنها می کند. گرچه نمی توانم مطمئن باشم ، اما حدس می زنم که آنها به سن من نزدیک باشند.



مربوط: حمله جنسی مردان مربوط به گرایش جنسی نیست

قبل از این که خیلی به این موضوع بپردازم ، باید بدانید که من یک شخص عوضی نبودم. قبل از اعزام به اسلمر ، من در ورزشگاه و بوکس تمرین می کردم. بعلاوه ، من یک کار نیمه وقت به عنوان یک مبل ساز در یک شرکت محلی داشتم.

به هر حال ، تجاوز بعد از انتصاب من به فروشگاه نگهداری اتفاق افتاد. وقتی مأموران اصلاحی حضور نداشتند ، دو نفر از LK ها من را نزدیک درب ورودی پیچاندند.



واضح بود که آنها چه می خواهند ، زیرا اصرارها مدام درباره نشان دادن عقب من به آنها اظهار نظر می کردند. وقتی به آنها نه گفتم ، یکی از آنها یک تکه میلگرد بیرون آورد و مرا از روی صورت گرفت.

مردی در لباس jumpsuit سلول زندانهمه چیز بعد از آن تاری است. مدتی بعد ، من در کمد بیدار شدم ، که در زندان 'برش' نامیده می شود. این اصطلاح عامیانه است که از دید دوربین ها دور است.

بنابراین ، این چیزی است که وجود دارد. خون هجوم آورده شده از معبد من آزار دهنده نبود. که من از عهده آن برمی آیم. اما آنچه مرا منقلب کرد چیزهای سفید رنگی بود که از پشت سر من بیرون می زد و روی صورتم ریخته بود.

بعد از اینکه خودم را با جوراب پاک کردم ، بلند شدم و احساس سرگیجه شدیدی کردم. یک بار که سرانجام خود را به راهرو اصلی رساندم ، یک نگهبان مرا دید و پرسید چه اتفاقی افتاده است.

دروغ گفتم و به او گفتم که لیز خورده ام و سرم را برهم زده ام. چند ثانیه بعد ، خودم را در بیمارستان بیمارستان یافتم و تحت مراقبت های پزشکی قرار گرفتم.

اما دهانم را بسته نگه داشتم. اگر من دو LK را که به من حمله کرده بودند ربوده بودم ، اکنون اینجا نبودم تا داستان خود را با شما در میان بگذارم. این به این دلیل است که ، در زندان ، زندانیانی که دست و پا می زنند خیلی طولانی زندگی نمی کنند.

و ای کاش می توانستم به شما بگویم این تنها باری بود که مورد تجاوز قرار گرفتم اما نبود. می بینید که بعد از یکبار اتفاق می افتد ، چندین بار اتفاق می افتد. این مثل این است که کلمه در اطراف شما پیچیده شود ، می دانید؟

زندان مکانی بسیار تاریک است

گوشه ای در دستشویی

حادثه بعدی حدود یک ماه از زمان محکومیت من رخ داد. من هرگز آن را فراموش نخواهم کرد من در حال رفتن به یک گروه پرستش مسیحی بودم که چهار نفر از نیروهای نظامی در نزدیکی دستشویی مرا متوقف کردند. من دو نفر از آنها را شناختم زیرا آنها همان حرامزاده هایی بودند که قبلاً به من تعرض کرده بودند.

اما دو نفر دیگر - آنها جدید بودند. خوب ، نه 'جدید' اما مطمئناً زندانیانی که هرگز آنها را ندیده بودم. الان حدس می زنم اما احتمال اینکه آنها در اواسط تا اواخر دهه سی باشند وجود دارد.

احساس کردم چیزی در شرف نزول است ، سعی کردم دور شوم. آن وقت بود که یکی از آنها مرا به داخل دستشویی هل داد. سپس سه نفر از آنها وارد شدند در حالی که یک مرد در را تماشا کرد.

اگر فکر می کنید من می توانستم جیغ بزنم ، دوباره فکر کنید. یکی از LK ها یک لنگه به ​​گردن من هل داده شد و مستقیماً به من گفت که اگر صدایی بیاورم ، گلویم را می برد و خونریزی من را مشاهده می کند.

من به جزئیات گرافیکی نمی پردازم ، جز این که بگویم بزرگترهای گروه - و بزرگترین ها - مرا به سمت یک غرق غرق کردند. آن وقت بود که او موهای مرا گرفت ، من را خم کرد و بی رحمانه او را که می دانید پشت سر من است هل داد.

من سعی کردم صداهایی ایجاد نکنم ، اما درد آزار دهنده بود. با نگرانی از اینکه بخواهم آنچه را که اتفاق می افتد جلب کنم ، اراذل و اوباش من را دوباره با موهایم بلند کرد و دور من چرخید. آن موقع بود که یکی دیگر از LK ها ناخواسته را به دهان من آورد.

تعبیر خواب مار قهوه ای

از آنجا ، این یک چرخ و فلک بود. در حالی که یکی مواظب بود ، سه نفر دیگر بی رحمانه کار خود را انجام می دادند.

مثل تماشای شغال های وحشی در هنگام دیوانگی تغذیه ، خندیدن و خندیدن در تمام مدت زمانی که مسئله خاصی نبود. با وقوع همه این اتفاقات ، هنوز هم می توانم در آن آینه دستشویی براق صورتم را ببینم.

در طی یک دوره شش ماهه ، حوادثی مانند آنچه در بالا توضیح داده شد چندین بار دیگر رخ داده است.

در واقع ، آنقدر از من مورد تجاوز قرار گرفتند که تصمیم گرفتم در این زمینه کاری انجام دهم. داستان کوتاه ، تصمیم گرفتم در مورد چندین پرونده مرتبط با مواد مخدر با دادستان ها کار کنم و اطلاعات عملی ارائه دهم.

در عوض ، من به مراکز نگهداری کمترین زندان زندان منتقل شدم. نه برای ورود به علف های هرز ، بلکه اردوگاه های زندان محیط بسیار متفاوتی از زندان ها دارند.

دو سال پیش سرانجام آزاد شدم. تا به امروز ، من هنوز هم دستاوردهای تجاوز جنسی توسط گروههای مردی دارم که فکر نمی کردند هیچ چیز خود را در درون من مجبور می کند.

من صمیمانه امیدوارم که شما هرگز مجبور به وقت نباشید. اگر این کار را انجام دهید ، بهترین شرط شما این است که به یک زندان زندانی بروید و نه یک زندان. نه اینکه مردان در اردوگاه ها مورد تجاوز قرار نگیرند زیرا ممکن است این اتفاق بیفتد. اما آنجا برای من اتفاق نیفتاده است و درک من از این قبیل موارد نادر است.

امروز ، من در حال کار با یک درمانگر برای کمک به مرتب کردن برخی از گذشته ها و کابوس های وحشتناک . چنین نقض شده ای به حس مردانگی شما می خورد و باعث می شود خود را زیر سال ببرید. احتمالاً سالها طول می کشد تا ارزش این همه ارزش را داشته باشم.

و صادقانه می توانم به شما بگویم که از زمان بیرون آمدن ، من کاملا تمیز بوده ام. من به مواد غیرقانونی جایی نمی روم و سعی می کنم زندگی مسیحی داشته باشم.

اگر از خود می پرسید که واقعاً انجام کارهای سخت چطور است ، کتابی وجود دارد به نام دفترچه راهنمای زندان فدرال . صادقانه می گفتم کاش قبل از اعزام به رودخانه این مطالب را می خواندم.

این ممکن است به من کمک کند تا از برخی از مشکلات پیشگیری کنم یا حداقل مرا برای واقعیت های زندگی در زندان آماده کند.

اگر بازمانده از حمله جنسی هستید ، مطمئن شوید که شخصی را برای مشاوره پیدا کرده اید. حتی مواردی مانند AA یا NA نیز می توانند مفید باشند زیرا بسیاری از مردم آنجا درک می کنند.

-

ارسال مهمان توسط ریک پی در فلوریدا.